۱۳۹۸ تیر ۲, یکشنبه

سجاد شهیری در نقده بازداشت شد


خبرگزاری هرانا – سجاد شهیری، فعال ترک روز شنبه در نقده توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. در همین روز موسی ضیاء گرگری دیگر فعال ساکن این شهر نیز به همین ترتیب دستگیر شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز شنبه مورخ ۱ تیرماه سجاد شهیری، فعال ترک در شهر نقده از توابع استان آذربایجان غربی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.

نیروهای امنیتی از ارائه توضیح در خصوص دلایل بازداشت این شهروند خودداری کرده اند.

بازداشت آقای شهیری تنها ساعاتی پیش از بازداشت میرموسی ضیاء گرگری، دیگر فعال ترک ساکن این شهر صورت گرفته است.

لازم به ذکر است هر دو شهروند بازداشت شده، پیشتر نیز در جریان مراسم قلعه بابک در تاریخ ۱۵ تیرماه ۹۷ به همراه دهها تن دیگر بازداشت و مدتی بعد آزاد شده بودند.

مرگ و مصدومیت ۴ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار


خبرگزاری هرانا – طی روز گذشته و امروز، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۴ کارگر در شهرهای دلیجان، ساری، کاشان و بوکان دچار حادثه شدند. در این حوادث ۱ کارگر مصدوم و ۳ کارگر جان خود را از دست دادند. ایران در زمینه‌ی رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

‌به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، یک کارگر کارخانه سنگ بری در شهرستان دلیجان در حین کار به علت سقوط در حوضچه آب، جان خود را از دست داد.

 “علی هاشمی” فرمانده انتظامی شهرستان دلیجان در خصوص این حادثه گفت: “بعدازظهر روز گذشته در پی اعلام گزارش فوت فردی در حین کار در یکی از کارخانه های سنگبری شهرستان، بلافاصله تیمی از ماموران کلانتری ۱۱ شهرستان برای بررسی به محل اعزام شدند”.

وی افزود: “در تحقیقات اولیه مشخص شد که این فرد در حین کار در سنگبری به داخل حوضچه آب سقوط کرده و جان خود را از دست داده است”.

این مقام انتظامی اضافه کرد: “با هماهنگی انجام شده با مرجع قضائی، جسد متوفی به سردخانه انتقال داده شد و در این خصوص پرونده ای تشکیل و در حال بررسی است”.

مرگ یک کارگر در ساری
به گزارش ایلنا، یک کارگر ساختمانی حین کار با دستگاه مته برقی دچار برق گرفتگی شد و جان باخت.

علی خراط (رئیس ایستگاه سه آتش نشانی شهرستان ساری) با اعلام این خبر اظهار داشت: “یک کارگر ساختمانی حین کار با دستگاه مته برقی در بلوار پاسداران شهر ساری دچار برق گرفتگی شد که بلافاصله مأموران آتش‌نشانی به همراه نیروهای امدادی به محل اعزام شدند”.

وی افزود: “بررسی‌های اولیه مأموران حاکی از آن بود که این کارگر هنگام کار با دستگاه مته برقی بر اثر برخورد با کابل‌های برق فشار قوی دچار برق‌گرفتگی شده است و اقدامات درمانی نیروهای امدادی نیز مثمر نتیجه نبوده و این کارگر متأسفانه در محل جان خود را از دست داده است”.

رئیس ایستگاه سه آتش‌نشانی شهرستان ساری ضمن ابراز تأسف از وقوع این حادثه خاطرنشان کرد: “جسد این کارگر از روی داربست به سطح زمین منتقل شد و برای انجام تشریفات لازم به سردخانه انتقال یافته است”.

مصدومیت یک کارگر در کاشان
به گزارش ایرنا، یک کارگر به همراه یک کودک ۳ ساله بر اثر انفجار در یک کارگاه تولیدی در شهرستان کاشان دچار مصدومیت شدند.

رییس مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی کاشان گفت: “بروز حادثه و انفجار در یک کارگاه تولیدی واقع در برزک کاشان، ۲ نفر را راهی بیمارستان کرد”.

حسین ریاحی روز شنبه ۱ تیر افزود: “حدود ساعت ۱۱ امروز انفجاری در یک کارگاه تولید قارچ در برزک کاشان رخ داد که نیروهای آتش نشانی و اورژانس برای رسیدگی به موضوع، به محل حادثه اعزام شدند”.

وی بیان کرد: “این حادثه که احتمال می‌رود به دلیل نشت گاز رخ داده باشد، ۲ مصدوم داشت که برای درمان به بیمارستان شهید بهشتی و از آنجا به مرکز سوانح و سوختگی اصفهان انتقال یافته اند”.

رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی کاشان اضافه کرد: “آسیب دیدگان این حادثه شامل یک مرد و کودکی سه ساله از اتباع خارجی هر یک به ترتیب حدود ۷۰ و ۵۰ درصد سوختگی داشتند”.

وی تاکید کرد: “علت حادثه از سوی کارشناسان سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی در دست بررسی است”.

مرگ یک کارگر انفجار TNT در بوکان
به گزارش موکریان، یک کارگر در بوکان بر اثر انفجار ماده‌ی منفجره دچار حادثه شد و جان خود را از دست داد.

اسماعیل رمضانی مسئول آتش نشانی شهرداری سیمینه گفت: “حوالی ساعت ۱۹ عصر امروز پس از تماس مردمی با سامانه ۱۲۵ آتش نشانی خبر از آتش سوزی و انفجار در کارگاه تولید ماسه در مسیر داشتند سیمینه داده شد که بلافاصله آتش نشانان این سازمان به محل اعزام شدند”.

رمضانی در ادامه افزود: “مامورین اعزامی پس از رسیدن به محل بلافاصله عملیات اطفا حریق را آغاز کردند اما متاسفانه در این حادثه جوانی ۳۰ ساله جان خود را از دست داد”.

مسئول آتش نشانی سیمینه با بیان علت این حادثه گفت: “شواهد حاکی از جوشکاری در انباری این کارگاه که همزمان محل نگهداری مقادیری ماده منفجره TNT و سیلندرهای گاز مایع بوده که متاسفانه با رسیدن حرارت و آتش مواد مذکور منفجر و ص. ع پس از تحمل سوختگی شدید در صحنه فوت کردند”.

جنازه مذکور توسط آمبولانس آتش نشانی بوکان به سردخانه بیمارستان شهید قلی پور انتقال داده شد.

FacebookTwitterاشتراک گذاری

تداوم بازداشت و انتقال محسن اسدی، مدرس دانشگاه به زندان یزد


خبرگزاری هرانا – محسن اسدی، مدرس دانشگاه یزد و برادر مجید اسدی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، به زندان یزد منتقل شده است. وی در تاریخ ۵ خردادماه توسط نیروهای امنیتی، در محل کار خود در شهر یزد بازداشت شد. نیروهای امنیتی پس از بازداشت به منزل وی رفته و ضمن تفتیش محل، تعدادی از لوازم شخصی از جمله لپ تاپ و کامپیوتر وی را نیز ضبط کردند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محسن اسدی، برادر زندانی سیاسی مجید اسدی، علیرغم گذشت ۲۷ روز کماکان در بازداشت به سر می برد.

این زندانی حدود یک هفته پس از بازداشت و بازجویی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه یزد به زندان یزد منتقل شده و گفته می شود پرونده وی پس از جلسات بازپرسی و اخذ دفاع آخر به دادگاه ارسال شده است.
ظهر روز یکشنبه ۵ خردادماه ۹۸، محسن اسدی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه یزد منتقل شد.

بازداشت محسن اسدی، مدرس باستان‌شناسی و میراث فرهنگی در دانشگاه یزد در محل کار وی صورت گرفته است. نیروهای امنیتی پس از بازداشت، منزل وی را نیز مورد تفتیش قرار داده و تعدادی از لوازم شخصی از جمله لپ تاپ و کامپیوتر شخصی آقای اسدی را نیز ضبط کرده و با خود بردند.
لازم به ذکر است محسن اسدی برادر مجید اسدی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج است که از تاریخ ۳۰ بهمن ماه ۱۳۹۵ به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی” و “تبلیغ علیه نظام” در حال تحمل ۶ سال حبس تعزیری خود در این زندان است.

FacebookTwitterاشتراک گذاری

بازداشت هفت شهروند توسط نیروهای امنیتی در استان آذربایجان غربی


خبرگزاری هرانا – طی هفته گذشته، هفت شهروند در نقاط مختلف استان آذربایجان غربی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، طی هفته گذشته، یک شهروند به نام “فواد وکالتی” از اهالی شهرستان ماکو توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع، گفته شده است: “آقای وکالتی به دلیل انتشار مطالبی انتقادی در فضای مجازی در مورد وضعیت شهروندان کرد اهل ماکو و بی توجهی مسئولین، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است”.

مطابق این گزارش، همزمان شش شهروند دیگر به نام های “محمدحسین‌ سرباز”، “بهزاد خالدی”، “رسول خالدی”، “سجاد رستمی” از اهالی شهرستان چالدران، “احمد سبزی” از اهالی شهرستان بازرگان و “محمدسلیم بکری” از اهالی شوط، توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و به بازداشتگاه سپاه ارومیه منتقل شده اند.

در این گزارش آمده است: اتهام این شهروندان در زمان بازداشت “ارتباط با یکی از احزاب کرد مخالف نظام” عنوان شده است.

خودکشی، اعتصاب، ضرب و شتم؛ گزارشی از وضعیت عباس طاهری در زندان


خبرگزاری هرانا – عباس طاهری، زندانی ۲۴ ساله محکوم به اعدام محبوس در زندان رجایی شهر کرج در پی اقدام به خودکشی و انتقال به انفرادی بدون رسیدگی پزشکی کماکان در وضعیت نامناسبی به سر می برد. وی در این مدت توسط مامورین اندرزگاه مورد بدرفتاری و ضرب و شتم قرار گرفته و توسط رئیس زندان تهدید به اجرای حکم شده است. طاهری از ۱۴ روز قبل به صورت دست و پا بسته در محلی که در آن دوربین نیز وجود ندارد نگهداری می شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عباس طاهری زندانی محکوم به اعدام محبوس در زندان رجایی شهر کرج پس از ۲۴ روز کماکان در سلول انفرادی این زندان و در وضعیت نامناسبی به سر می برد.

یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی به گزارشگر هرانا گفت: “آقای طاهری علیرغم وضعیت نامناسب جسمی و روحی بدون رسیدگی پزشکی رها شده است. وی طی این مدت به دستور رئیس زندان مورد ضرب و شتم و بدرفتاری قرار گرفته و طی چهارده روز گذشته در محلی زیر سوئیت ۸ به صورت دست و پا بسته و در قسمتی که در آن هیچ دوربینی وجود ندارد نگهداری می شود”.
به گفته این منبع مطلع، به دستور ضیایی، رئیس زندان از انتقال وی به بهداری و رسیدگی پزشکی وی جلوگیری شده و از طرف این مقام مسئول تهدید شده است که در صورت هرگونه اعتراضی، درخواست اجرای حکم اعدام وی را به اجرای احکام ارسال خواهد کرد.

این منبع مطلع به دلایل امنیتی نخواست نامش افشا شود افزود: “ضیایی عباس طاهری را تهدید کرده است که وی را به محل جدیدی به نام اندرزگاه ۹ سالن ۳۶ منتقل می کند. این محل فاقد هر گونه امکانات رفاهی، بدون حمام، بدون هواخوری و بدون ملاقات و کاملا امنیتی است”.
به گفته این منبع مطلع از زمان ورود ضیایی به زندان چندین مورد درگیری منجر به فوت در بین زندانیان و به دلیل انتقال زندانیان به بندهای مختلف صورت گرفته است و تعدادی نیز به دلیل فحاشی و رفتار وی دست به خودکشی زده اند.

یک منبع دیگر که از وضعیت زندان اطلاع داشت در خصوص اقدامات سلیقه ای ضیایی، رئیس زندان رجایی شهر کرج گفت: “ضیایی قرنطینه زندان را به طور خودسرانه به بازداشتگاه شخصی خود بدل کرده و زندانیان را با هر اتهامی هرقدر که بخواهد در این محل به صورت انفرادی نگهداری می‌کند. هم اکنون نیز زندانیانی مانند علی اصغر خاوه، ابوذر تاجیک و دو زندانی دیگر با نام خانوادگی ملکی و مدنی مدتهاست به دستور ضیایی در این قرنطینه نگهداری می شوند”.

به گفته وی یکی از دو سلول انتهایی بند قرنطینه که هیچ امکاناتی در خود نداشته و فقط دو دوربین بالای سر زندانی دارد به زندانیانی اختصاص پیدا کرده که ضیایی با آنها خصومت شخصی دارد.

عباس طاهری در تاریخ ۷ خردادماه، به دلیل رفتار نامناسب رئیس اندرزگاه و نداشتن امنیت جانی در اندرزگاه ۳ و همچنین بی توجهی مسئولین زندان نسبت به خواسته وی مبنی بر انتقالش به اندرزگاهی دیگر از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زده و مسئولین اندرزگاه بدون رسیدگی پزشکی، وی را با وضعیت نامناسب به سلول انفرادی زندان منتقل کردند.
وی پیشتر نیز در همین رابطه در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ماه با دوختن لب ها دست به اعتصاب غذا زده بود.
پیشتر یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی به گزارشگر هرانا گفت: “آقای طاهری به دلیل رفتار بد رئیس اندرزگاه از مدتها قبل و مکررا از مسئولین زندان خواسته بود با انتقال وی به اندرزگاه دیگر موافقت کنند؛ با این حال همواره با بی توجهی مسئولین مواجه شده است. در حالی که آقای طاهری لبهایش را دوخته و دست به اعتصاب غذا زده کماکان توجهی به وضعیت او نمی‌شود و سعید احمدی، رئیس اندرزگاه به او گفته فقط در صورتی منتقل خواهی شد که خودکشی کنی”.

“عباس طاهری” فرزند غلامرضا، متولد ۱۳۷۴، اهل اسلامشهر که به اتهام “قتل” به اعدام محکوم شده از حدود ۶ سال قبل در حال تحمل حبس است. حکم اعدام این زندانی پیشتر توسط شعبه ۷۱ دیوان عالی کشور قطعی شده است.

آقای طاهری پیشتر نیز بارها بعنوان زندانی معترض به شرایط، مورد ضرب و شتم مسئولین یا زندانیان تحریک شده قرار گرفته و چندین بار درخواست انتقال به بندی دیگر داده که با بی توجهی مسئولین زندان مواجه شده است.

وی پیشتر نیز در آبان ماه ۹۶ به دلیل اینکه مدعی بود رییس این زندان برای تسریع در اعدام او تلاش می کند و از این جهت تاکنون چندین بار مکاتبه و تماس با اولیای دم داشته است، دست به اعتصاب غذا زده بود.

سه زندانی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند


خبرگزاری هرانا – بامداد روز چهارشنبه، سه زندانی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند. دو تن از این زندانیان زن بوده و از بابت اتهام “قتل” جهت اجرای حکم از زندان قرچک ورامین به زندان رجایی شهر منتقل شده بودند. متهم دیگر پیشتر از بابت اتهام “تجاوز به عنف” به اعدام محکوم شده بود. همچنین حکم ۷ زندانی متهم به “قتل”، شامل ۴ مرد از زندان رجایی شهر و ۳ زن از زندان قرچک نیز با اخذ مهلت جهت کسب رضایت اولیای دم به تعویق افتاد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۲۹ خردادماه ۱۳۹۸، سه زندانی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند.

هویت این زندانیان که شامل یک مرد از زندان رجایی شهر کرج و دو زن از زندان قرچک ورامین بوده‌اند، تاکنون احراز نشده و توسط هرانا در حال بررسی است.

صبح روز چهارشنبه یک زندانی متهم به تجاوز به عنف محبوس در بند دو زندان رجایی شهر موسوم به بند دارالقرآن که طی روزهای گذشته جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شده بود، اعدام شد.
این زندانی همراه چهار زندانی که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده و در زندان رجایی شهر محبوس بودند، طی روزهای گذشته جهت اجرای حکم اعدام به سلول های انفرادی منتقل شده بودند. چهار زندانی دیگر در آخرین لحظات با اخذ مهلت جهت جلب رضایت اولیای دم، به بند بازگردانده شدند.

هویت این افراد “علی افشاری، پیمان شیخان، امیر طهماسبی و محمد عزیزی” توسط هرانا احراز شده است.

همزمان دو زندانی زن متهم به قتل که از چند روز پیش از زندان قرچک به رجایی شهر منتقل شده بودند، نیز در این زندان اعدام شدند”.
این زندانیان همراه با سه زندانی زن دیگر که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، طی روزهای گذشته جهت اجرای حکم از زندان قرچک ورامین به زندان رجایی شهر منتقل شده بودند که نهایتا با اخذ مهلت جهت جلب رضایت اولیای دم، به زندان قرچک ورامین بازگردانده شدند.

اعدام این افراد تا لحظه تنظیم این خبر از سوی نهادهای مربوطه اعلام نشده است.
بنا بر گزارش نهادهای بین‌المللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد.

بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دوره یکساله (اول ژانویه ۲۰۱۸ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸) دست‌کم ۲۳۶ شهروند اعدام شدند و ۱۹۵ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۶ کودک-مجرم اشاره کرد و همین‌طور به محل اجرای ۱۳ حکم اعدام که در ملآعام بوده است.
بنا بر همین گزارش بیش از ۷۲ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمی‌شوند که اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.

۱۳۹۸ خرداد ۹, پنجشنبه

سه سال به دنبال دادخواهی؛ نامه حمزه درویش، زندانی محبوس در زندان رجایی شهر کرج


خبرگزاری هرانا – حمزه درویش، زندانی سنی مذهب محبوس در زندان رجایی شهر کرج که مدعی است مدتی را در زندان داعش بوده و پس از فرار و گرفتن امان نامه از سفارت ایران در آنکارا، خود را به نیروهای امنیتی ایران معرفی کرده است، پس از یک سال آزادی با قرار وثیقه مجددا بازداشت و در دادگاهی پر ابهام به ۱۵ سال حبس محکوم شده است. وی با نگارش نامه‌ای سرگشاده از گشایش پرونده ای در دادیاری شعبه ۹ دادسرای رشت پس از درخواست های مکرر و واخواهی‌‌اش خبر داده و گفته است تا زمان رسیدن به حقوق خود و تبرئه کامل از این پرونده و اتهامات سکوت نخواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حمزه درویش، زندانی سنی مذهب محبوس در زندان رجایی شهر کرج با انتشار نامه ای سرگشاده از حقوق از دست رفته خود گفته است.

متن کامل این نامه که نسخه ای از آن جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است در ادامه می آید:
“امنیت عبارت است از اطمینان خاطری که بر اساس آن افراد در جامعه ای که زندگی می کنند در حفظ جان و حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشند. تضمین امنیت افراد در مقابل هر نوع تعرض غیر قانونی با تضمین امنیت شهروندان از طریق حمایت‌هایی که توسط جامعه برای هر یک از اعضای خود به منظور حفظ حقوق و آزادی های افراد، اعمال می شود.

دولت موظف است اول آنکه با وضع قانون و تاسیس تشکیلات اداری و قضایی برای مردم ایجاد امنیت کند. دوم آنکه خود نیز با تسلیم در برابر اصل حاکمیت قانون، حقوق و آزادی‌های شهروندان را محترم شمرده و به آن تعرض نکند.

مطابق اصول قانون اساسی شهروندان حق دارند از امنیت جانی، مالی، حیثیتی، حقوقی، قضایی، شغلی و اجتماعی و نظایر آن برخوردار باشند. هیچ مقامی نباید به نام تامین امنیت، حقوق و آزادی های شهروندان و حیثیت و کرامت آنان را مورد تعرض و تهدید قرار دهد.

اقدامات غیر قانونی به نام تامین امنیت عمومی به ویژه تعرض به حریم خصوصی مردم ممنوع است و شهروندان حق دارند در صورت تعرض غیر قانونی به آزادی و امنیت خود، در حداقل زمان ممکن و با نهایت سهولت به مراجع و ماموران تامین کننده امنیت عمومی دسترسی داشته باشند.

مراجع و ماموران مذکور باید بدون وقفه و تبعیض و متناسب با تعرض یا تهدیدی که متوجه شهروندان شده است و با رعایت قوانین خدمات خود را ارائه دهند.

اینجانب حمزه درویش زندانی عقیدتی سیاسی اهل سنت همانطور که بارها با نامه نگاری‌ها و مکاتبات و مراسلات مکرر و متعدد برای مراجع قضایی مختلف طبق اصول ۲۲، ۳۸، ۱۶۶، ۱۶۸ قانون اساسی و ماده ۴۰ قانون آیین دادرسی کیفری که تصریح میکند، شهروندان اعم از متهم، محکوم و قربانی جرم از حق امنیت و حفظ مشخصات هویتی‌شان در برابر مراجع قضایی، انتظامی و اداری برخوردارند و نباید کمترین خدشه‌ای به شأن، حرمت و کرامت انسانی آنها وارد شود.

هر گونه رفتار غیر قانونی مانند شکنجه جسمی یا روانی و اجبار به ادای شهادت یا ارایه اطلاعات و رفتار توأم با تحقیر کلامی یا عملی، خشونت گفتاری یا فیزیکی و توهین به متهم یا محکوم، نقض حقوق شهروندی است و علاوه بر اینکه موجب پیگرد قانونی است، نتایج حاصل از این رفتارها نیز قابل استناد علیه افراد نیست.

طبق این اصول از کارشناس پرونده ام اداره اطلاعات رشت به اسم مستعار ناصری بارها شکایت کردم بخاطر اعمال شکنجه جسمی ،روحی ،روانی و هتاکی و فحاشی به مقدسات اهل سنت، از جمله تهمت و ناسزاگویی به ام المومنین عایشه، و همچنین توهین به زبان و گویش و قومیت تالش زبانان به منظور اخذ اعترافات اجباری و تحت اکراه و محکوم کردن بنده به این اتهامات واهی و انتسابی از جمله شعارنویسی و همکاری با گروه‌های مخالف نظام در دادگاه‌های غیر صالح و فرمایشی که عمدتا اصول آیین دادرسی کیفری و قوانین مجازات اسلامی را زیر پا گذاشته و مطابق سلایق شخصی خود یا آرای تحمیلی احکام از پیش تعیین شده را صادر می کنند.

موجب اصل ۳۹ قانون اساسی هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی، یا تبعید شده است به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

مطابق اصول و قوانین مدون و مصوب اساسی و قضایی و قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی از اساس این پرونده بنده فاقد اعتبار شرعی و قانونی است و طبق قانون احترام به حقوق شهروندی هر گونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدین وسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت.

با تمام این مسائل به‎مدت ۳ سال می باشد که اینجانب با مکاتبات و مراسلات متعدد به مراجع قضایی و نهادهای ذی صلاح درخواست دادخواهی و فرجام خواهی و اعاده دادرسی نموده ام که بعد از این مدت طولانی یک پرونده صوری در دادیاری شعبه ۹ دادسرای رشت تشکیل داده و به دادگاه نیابت ناحیه ۲۳ جهت رسیدگی به آن نیابت داده اند که در روز یکشنبه مورخ ۹۸/۲/۲۹ طبق ملاقاتی که با آقای کهندانی قاضی ناظر بر زندان داشتم که ظاهرا رسیدگی به این امر را به ایشان واگذار نموده اند، منتهی بدون توجه به حرفها و اظهارات بنده و اصرار اینجانب بر قضیه اعمال شکنجه و زدن، از درج آن در گزارش خود امتناع و فقط چند سوال در حول و حوش اشکال و انواع و مصادیق توهینهایی که به بنده شده بود را پرسید.

بعد از گذشت یک هفته از این جریان در روز شنبه مورخ ۱۳۹۸/۳/۴ شخصی به اسم ناصری معاون قاضی ناظر بر زندان ، بنده را به دفتر معاون داخلی زندان فراخواند و فقط خیلی کوتاه و مختصر در مورد قضیه شعارنویسی از اینجانب چندتا سوال پرسید و گفت که گزارشی روی این موضوع می نویسد و آن را برای رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب آقای محمد مقیسه ارسال میکند و اصلا توجهی به اینکه این اعترافات با شکنجه از من گرفته شده و این حکم ظالمانه ۱۵ ساله از اساس باطل است نکرد و حتی مدعی شد که چون حکم بنده در دیوان عالی کشور قطعی شده پرونده ات دیگر قابل اعاده دادرسی نیست.

در حالیکه مطابق اصل ۳۴ قانون اساسی ، دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هر کس می تواند به منظور دادخواهی به دادگاههای صالح رجوع نماید. همه افراد و ملت حق دارند اینگونه دادگاهها را در دسترس داشته باشند و هیچکس را نمی توان از دادگاهی که به موجب قانون حق مراجعه به آن را دارد منع کرد.

دادخواهی از نخستین حقوق شناخته شده بشر است، همانطور که اصل ۳۴ قانون اساسی هم آن را حق مسلم هر فردی می داند.

قوانین و اخلاق هم صدا دادخواهی را می خوانند و این نوا اگر چه در طول تاریخ از مسیر خوش آهنگ خود خارج شده اما جوهر آن همواره وجود داشته است. اما خیلی مواقع با توجیه عملکرد به جای برخورد واقع بینانه، عملا هیچ دادخواهی صورت نمی‌گیرد و تنها با عدم جبهه گیری با شاکی و رفع تبعیض و اجرای عدالت است که می توان حقوق و آزادی‌های شهروندان را به جایگاه مناسب خود بازگرداند.

آیا دستگاه عدالت به سان ابزار ساده‌ای در دست شخص یا اشخاصی می باشد یا اینکه ترازوی عدالت هنوز برای تساوی دو کفه خود می کوشد.

در نهایت برای اینکه برای همگان واضح و روشن و نمایان باشد، بنده حمزه درویش قصد و خواسته ام از این شکایت و درخواست دادخواهی، دفاع از حقوق ضایع شده‌ام می‌باشد که اولا بنده طبق امان نامه قضایی که ایران در سفارت خود در ترکیه به من داده باید مورد عدم پیگیری قانونی قرار می گرفتم و شخصی کاملا آزاد و مبرا از این اتهامات باشم و در ثانی: اتهام شعارنویسی علیه من بی اساس، باطل و ثابت نشده می باشد و با شکنجه و زور و توهین این اقرار را از من گرفته‌اند. در نتیجه فاقد اعتبار قانونی و شرعی است، که حتی کارشناسان اطلاعات رشت به خوبی می‌دانند که چه کسی یا کسانی این شعارنویسی را انجام داده اند و همچنین می دانستند که بنده هم آن شب دیدم که چه کسانی اینکار را انجام داده‌اند و تهدیدم کردند در صورتیکه این را فاش و برملا سازم بشدت با من برخورد کرده و کاری می کنند که در زندان موی سرو صورتم رنگ دندانهایم شود و من را در زندان بپوسانند و نمیتوانند در نتیجه این مباحث، بنده را متهم کنند به اینکه امان نامه قضایی خود را نقض نموده ام و یا با گروهی از گروههای مخالف نظام همکاری داشته ام و یا از آنها هواداری نموده ام و از همه مهمتر اینکه من امنیت داخلی آنها را به خطر نیانداخته و تهدیدی برای امنیت داخلی آنها نیستم و همه اینها ادعاهای پوچ و بی اساس و یک نوع جنگ روانی و بازی می باشد که کارشناسان خودسر و تام الاختیار رشت آن را به راه انداخته تا به برخی از اهداف شوم خود از طریق بنده برسند و بنده تا رسیدن به حقوق مسلم خود مبنی بر تبرئه کامل از این پرونده و اتهامات ساکت نخواهم نشست.