۱۳۹۷ مرداد ۱۱, پنجشنبه

تجمعات قلعه بابک؛ تداوم بازداشت و بلاتکلیفی ابراهیم نوری و کیومرث اسلامی


خبرگزاری هرانا – ابراهیم نوری از اهالی شهرستان اهر که در پی تجمعات قلعه بابک بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود و کیومرث اسلامی که در همین رابطه در شهر مغان بازداشت شده بود کماکان بصورت بلاتکلیف در بازداشت بسر می‌برند.

به گزارش خبرگزاری هرانا ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ابراهیم نوری شهروند اهل اهر و فعال ترک (آذربایجانی) که در پی تجمعات قلعه بابک در تیر ماه سال جاری در تهران بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود و کیومرث اسلامی که در همین رابطه در شهر مغان بازداشت شده بود پس از گذشت قریب به یک ماه همچنان در بازداشت بسر می‌برند.

یک منبع نزدیک به ابراهیم نوری ضمن تایید این خبر به گزارشگر هرانا گفت: “به گفته فرج نوری برادر ابراهیم نوری به نظر می‌رسد که چشم انداز مشخصی از آزادی ایشان قابل تبیین نیست. برخی بازداشت شدگان مراسم قلعه بابک نیز پس از آزادی با توجه به بازجویی‌هایی که از آنها صورت گرفته از احتمال برخورد سختگیرانه تر با پرونده ابراهیم نوری خبر داده‌اند.”
ابراهیم نوری که متولد سال ۱۳۷۰ و از اهالی شهر اهر می‌باشد پیشتر در دو پرونده اخیر خود به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی جمعا به ۱۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.


لازم به ذکر است غلام‌قلی‌زاده و جعغر رستمی دو تن دیگر از بازداشتی های مراسم قلعه بابک نیز که در وضعیتی مشابهی در بازداشت بودند در روزهای گذشته با تودیع قرار وثیقه و با قرار کفالت موقتا آزاد شدند.

به نظر می‌رسد ابراهیم نوری و کیومرث اسلامی که در همین رابطه در شهر مغان بازداشت شده بود تنها افرادی هستند که پس از بازداشت گسترده مراسم قلعه بابک هنوز در بازداشت به سر می‌برند.
قلعه‌بابک یا دژ بابک، بنا شده در بالای کوهی به بلندای ۲۳۰۰ متر، نزدیک به سه کیلومتری شهر کلیبر. دژ در زمان ساسانیان ساخته شده ولی نام خود را از نام بابک خرمدین، رهبر مبارزان با خلفای عباسی در سال ۸۹۳ میلادی، گرفته‌است.

در طی سالهای اخیر، بطور منظم فعالان ترک (آذری) با حضور در تجمعاتی سالانه در این محل به طرح مطالبات خود می پردازند.

FacebookTwitterGoogle+اشتراک گذاری

فرهاد میثمی بازداشت شد


خبرگزاری هرانا – فرهاد میثمی فعال مدنی عصر روز سه‌شنبه ۹ مرداد توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عصر روز سه‌شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷ فرهاد میثمی فعال مدنی توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

یک منبع مطلع ضمن تائید این خبر به گزارشگر هرانا گفت: “فرهاد میثمی عصر روز سه‌شنبه ۹ مردادماه از منزل شخصی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است و از اتهامات، علل بازداشت و محل نگهداری وی اطلاعی در دست نیست.”
ضیا نبوی دانشجوی ستاره‌دار و عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل نیز عصر روز سه‌شنبه ۹ مرداد، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است.

نامه سرگشاد زانیار مرادی به مناسبت دهمین سال بازداشت؛ برای او


خبرگزاری هرانا – ده سال از زمان بازداشت زانیار و لقمان مرادی می گذرد، این دو زندانی ایام ده سال اخیر را در فشار ناشی از محکومیت اعدام به سر برده اند. زانیار مرادی که اکنون دهمین سال حبس خود را در زندان رجایی شهر کرج سپری می کند به بهانه فرارسیدن سالروز بازداشت خود نامه ای سرگشاده نوشته است و با طرح احساسات خود به دشواری های این مدت و امید به آینده سخن گفته است.

نامه زانیار مرادی را به نقل از هرانا عینا در ادامه بخوانید:

“ای معنای زندگیم
مدت ها بود می خواستم برایت بنویسم اما نمی دانستم چگونه و با چه زبانی. که گر زبانی هم باشد درمانده بودم از پیدا کردن قلمی، که بتوانم رنگ زیستنم با تو را به تصویر بکشم. نوشتنی که مصادف شد با غم از دست دادن پدرم که مرا سرگردان از پناه بردن به ناکجاآباد رهسپار کرد. ناکجاآبادی که مانده ام چگونه تسکینی برای آن بیابم. اکنون در این سرگردانی بیشتر از هر زمانی نیاز دارم دردهای رسوخ شده در سینه ام را به تصویر بکشم و از ناگفته هایی که دلی را برای همدرد شدنم نیافته ام سخن بگویم.

در این ده سال ننوشتنم از تو و فرو رفتن در خویشتن، مانده ام که از کجا با تو هم کلام شوم. از غم دوریت بگویم یا از شکنجه ها و با مرگ زیستنم؟ یا شاید هم از دلتنگی هایم در کوچه پس کوچه های مریوان و آرامش دل انگیز آبیدر و زریبار که از حسرت ده ساله اش تنها نامش برایم باقی مانده است. یا از دیده ام بگویم که همسان کوهسالان دوستش دارم و تمامی شکنجه ها و دوری ها و شبانه با مرگ زیستن ها به امید در آغوش کشیدنش هیچ می شود. یا شاید هم از مادری بگویم که زیستن برایش ساختن و سوختن با دردهای بی پایانی بود و جز اشک های خونینی که لبخند را برای چهره اش غریبه کرده بود و این روزها با ترور پدر تنهاتر و خسته تر از تمامی این سالیان به انتظار نشسته است.

از هر چه که بخواهم بنویسم رنگ و بویی جز درد نخواهد داشت، درد هایی که ناخواسته در این ده سال، وجودم را فراگرفته است. تنها راه رهایی دردهایم از این روزهای پر از درد برابر است با زیباترین روز زیستنم که روزی جز زادروز تو نیست. تبریک گفتن این زادروز، بدون هرگونه در آغوش کشیدنی، و دیداری یا بوسه ای در ده سال اسارتم از من گرفته شده و تنها تصور بوی عطر تن تو است که می تواند مرا از این دردها دور و ذهنم را آزاد و دستانم را رها کند و اینگونه چشمانم را می بندم و تو را در آیینه می بینم، و با چشمان در آیینه نشسته ات اینگونه سخن می گویم.

نازنینم که بی تو دریایی از خون در سینه دارم

این روزها که بیش از سه هزار و سیصد روز اسارتم همسان با دوری از تو شده است، به جای لمس کردن دستان تو، دستانم را میله های آهنین به جرمی ناکرده پوشانده است و دیدگانم به اجبار سیم های خاردار و دیوارهای بلند زندان را نظاره گر شده است که بجز به آغوش کشیدنت در خیال شبانه ام چیزی برایم باقی نمانده است. در این شبانه های بی پایان در خود فرو رفته ام و مانده ام. عاشقانه های فروغ را که با تو تولدی دوباره یافتم را برایت به تصویر بکشم یا شبانه های شاملو را. شاید با آن ها، عشق و آزادی برایم با تو معنا پیدا کند و اینگونه چشمانم را به سروده های شاملو می سپارم و آیدایش که درخت و خنجر و خاطره اش بود؛ با نام تو آینه ام می شود و شبانه هایش که سرور عشق و زندگی و مقاومت است با تو معنایی ابدی پیدا می کند.
نازنینم، رویایی ترین رویای زندگیم

دست هایت را در دست هایم می بینم و با تو همنشین زیبایی های آبیدر و زریبار می شوم و با بوسه های بی پایانی در وزش نسیم دل انگیز غروبش تمامی رنج ها ودردهایم را به فراموشی می سپارم و تلخی های زیستن بر این زمین پر از جنگ و خون را با تو به بادی می سپارم. در نگاههایت، زیستن با تو را در جهانی بدون خشم وخون و جهانی که در آن انسانیت بالاترین معنای زندگی می شود را تصور می کنم. در این رویای سخت اما نه چندان دور همراه با تو، همرقص تمام کودکانی می شوم که دستانشان بوی صلح را برایمان به ارمغان بیاورد و جز شادی و خنده چیزی بر لبانشان نباشد.

وقتی که خاطرات گذشته در دل خاموشم بیدار می شوند به یاد آرزوهای در خاک رفته و غم های کهن، روزگاران از کف رفته را در روح خود زنده می کنم. با دیدگانی اشک بار یاد از عزیزانی می کنم که دیری است اسیر شب جاودان مرگ شده اند. و این بار با یاد آنان در باد با تو پرواز می کنم و با تو از به خون غلتیدگان پادگان سنندج می گذرم و در میان غرش گلوله ها و در غبار مرگ آلود بمب های شیمیایی سردشت و حلبچه، رهسپار سنجار سیه پوش از هجوم ارتجاع می شوم. و باز در این پرواز بی پایان با مقاومتی از جنس کوبانی و عفرین همراه می شوم و دوباره با بالهای زخمی در بی سرانجامی فریادهای رهایی از قاتلین نامرئی ۱۸ تیر به خون نشسته تا به فریاد در خون غلتیدگان دی ماه ۹۶، پرواز بی پایانی را از سر می گیرم. با تو بالهایم هیچ گاه خسته نخواهد شد.

نازنینم، ای زیباترینم، ای عشق

این خطوط در هم تنیده برایم چیزی جز رویا نیست و تصور با تو بودن در آینده ای نامعلوم برایم رویایی ترین رویایی است که جز به رویا بودنش به چیز دیگری نمی توانم دلخوش باشم. در این دلخوشی و گذر از تمامی بوسه ها و درآغوش کشیدنت روزی را به تصویر می کشم که در نبود مهربانی های پدرم و جای خالی رقص و پای کوبیش در پیوند ابدی با تو، پیوندی قلبی خواهم پیوست. پیوندی نه به معنای قرار دادی اش، بلکه به معنای تعهدی از عمق وجودمان که قلب هایمان را برای همیشه از آن هم خواهد کرد و امید زنده بودنم جز آن روز، روز دیگری نیست.

عزیزکم

ضیا نبوی بازداشت شد


خبرگزاری هرانا – ضیا نبوی دانشجوی ستاره‌دار و عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل، عصر روز سه شنبه ۹ مرداد، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ضیا نبوی دانشجوی ستاره‌دار و عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

یک منبع مطلع با اعلام این خبر به گزارشگر هرانا گفت: “تماس های ضیا قطع شده بود تا اینکه امشب طی تماسی بسیار کوتاه با خانواده اعلام کرد که بازداشت شده است و اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است. او چیز بیشتری در مورد اتهامات و دلایل بازداشتش نگفت”.

لازم به اشاره است که مورخ ۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۶، ضیا نبوی در آستانه نهمین سال حبس از زندان سمنان آزاد شده بود.

ضیا نبوی عضو تشکل شورای دفاع از حق تحصیل بود که در خرداد ۸۸ بازداشت و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباسی، به ۱۵ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ده سال حبس در تبعید تبدیل شد.

وی در مهر ماه ۸۹ به زندان کارون تبعید و اردیبهشت ۹۳ به زندان سمنان منتقل شد.

اتهام آقای نبوی در دادگاه انقلاب محاربه از طریق ارتباط موثر با سازمان مجاهدین خلق عنوان شده بود.

FacebookTwitterGoogle+اشتراک گذاری

محمدرضا فخرایی‌راد، نویسنده اهل بیرجند به ۳ سال حبس محکوم شد



خبرگزاری هرانا – محمدرضا فخرایی‌راد، شاعر و نویسنده اهل بیرجند مورخ ۲۲ فروردین‌ماه سال جاری در شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان جنوبی به اتهام “توهین به مقدسات و نگهداری مشروبات الکلی” به ۳ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت جریمه نقدی دویست هزار تومانی محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمدرضا فخرایی راد (غلامی) شاعر و نویسنده ۵۵ ساله و متاهل اهل بیرجند و ساکن تهران است. وی در تاریخ ۲۹ دی ماه سال ۹۴ به اتهام “توهین به مقدسات، توهین به آیت‌الله خمینی، توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام” توسط اداره اطلاعات بیرجند بازداشت و ۱۱ روز را در بازداشت به سر برد.

ابتدا برای وی قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی صادر شده که با اعتراض آقای فخرایی‌راد به صلاحیت ذاتی و مکانی دادگاه، اتهام نگهداری مشروبات الکلی نیز علیه وی مطرح شده و قرار وثیقه به ۱۲۰ میلیون تومان افزایش یافت.

جلسه رسیدگی به اتهامات “توهین به مقدسات و نگهداری مشروبات الکلی” در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۶ در شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری ۲ شهرستان بیرجند برگزار شد. او در این دادگاه از بابت اتهام توهین به مقدسات به ۵ سال حبس تعزیری و به دلیل نگهداری مشروبات الکلی به تحمل یک سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت جریمه نقدی ۴۵۰ هزار تومانی در حق دولت محکوم شد.

این نویسنده در خصوص دو اتهام دیگر در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ماه سال گذشته به شعبه دوم دادگاه انقلاب شهرستان بیرجند احضار شد. جلسه این دادگاه نیز مورخ ۲۹ مردادماه برگزار و به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل یک سال حبس تعزیری و به اتهام توهین به رهبری و توهین به آیت‌الله خمینی به تحمل دو سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

ماموران امنیتی هنگام بازداشت منزل آقای فخرایی راد را مورد تفتیش قرار داده و موبایل و تعدادی از کتاب‌های ایشان را ضبط کرده‌اند که اتهامات ذکر شده در دادگاه انقلاب نیر با استناد بر همین کتاب‌ها و پیام‌های ارسالی وی به آشنایان خود بوده است. همچنین در “گزارش اداره اطلاعات، “فایل‌های pdf غیرمجاز در مورد اشاعه مبانی دین زرتشت و سکس و شرع و زن در اسلام، محمد و معجزه، آیا قرآن کریم کلام آفریدگار است و صورتجلسه ضبط مشروبات و تشخیص ۲۸ درصد الکل توسط معاونت غذا و دارو” نیز از دیگر دلایل مطرح شدن این اتهام بیان شده است.

نهایتا رای صادره در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان خراسان جنوبی مورخ ۲۲ فروردین ماه سال جاری مبنی بر جریمه نقدی چهارصد و پنجاه هزار تومانی از بابت اتهام نگهداری مشروبات الکلی به دویست هزار تومان و رای ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام توهین به مقدسات به ۳ سال حبس تعزیری کاهش یافت. آقای فخرایی راد در این دادگاه از اتهام توهین به رهبری و توهین به آیت‌الله خمینی و تبلیغ علیه نظام نیز تبرئه شد.
گفتنی است که این شاعر در حال حاضر در تهران ساکن است با این حال تمام دادگاه‌های بررسی اتهامات او در بیرجند برگزار شده است. همچنین اتهام وارده توهین به رهبری و توهین به آیت‌الله خمینی با استناد بر پیام‌ها و مطالب ارسالی ایشان در فضای مجازی بوده که خود نیازمند دادگاهی در این حوزه تخصصی است.

محمدرضا فخرایی راد به تازگی جهت اجرای حکم شلاق و حبس به شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب بیرجند احضار شده است.

۱۳۹۷ مرداد ۹, سه‌شنبه

پانزدهمین روز اعتصاب غذای قاسم آبسته، زندانی مبتلا به سرطان در زندان رجایی شهر کرج


خبرگزاری هرانا – سید قاسم آبسته زندانی سنی مذهب مبتلا به سرطان در زندان رجایی شهر کرج که از روز سه‌شنبه ۲۶ تیرماه در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی از جمله ممانعت از اعزام به مراکز درمانی دست به اعتصاب غذا زده است در پانزدهمین روز اعتصاب غذای خود با ضعف شدید جسمی و کاهش وزن روبرو شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سید قاسم آبسته زندانی سنی مذهب در زندان رجایی شهر کرج که از روز سه شنبه ۲۶ تیرماه در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و عدم اعزام به مراکز درمانی دست به اعتصاب غذا زده است، در پانزدهمین روز اعتصاب غذای خود با ضعف شدید جسمی و کاهش وزن روبرو شده است و با این وجود کماکان با بی‌توجهی مسئولین زندان مواجه شده است.

یک منبع مطلع ضمن تایید این خبر به گزارشگر هرانا گفت: “آقای آبسته در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی با وجود ابتلا به سرطان از ۲۶ تیر ماه دست به اعتصاب غذا زده و تا امروز هیچ‌گونه اقدامی جهت مداوا و یا اعزام ایشان به مراکز درمانی از طرف مسئولین زندان صورت نگرفته است. ایشان دچار کاهش وزن و ضعف شدید قوای جسمی شده و چند بار از حال رفته و گفته است تا زمان اعزام به مراکز درمانی و رسیدگی پزشکی حاضر به پایان دادن به اعتصاب غذا نیست.”
این منبع مطلع پیشتر به گزارشگر هرانا گفته بود: “در حالی که ایشان در نهمین سال بلاتکلیفی خود به سر می‌برد و با توجه به اینکه مدتی است به سرطان تیروئید مبتلا شده با وجود مکاتبات مکرر با رییس بهداری زندان، رئیس زندان و قاضی ناظر بر زندان و اشاره به گزارشات و آزمایشات پزشکی تاکنون به خواسته‌ی ایشان مبنی بر اعزام به مراکز درمانی رسیدگی نشده است؛ آقای آبسته نیز به همین دلیل از روز سه‌شنبه ۲۶ تیر ماه در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و عدم اعزام به مراکز درمانی دست به اعتصاب غذا زده است.”

از مدت‌ها پیش وضعیت جسمی و سلامتی آقای آبسته نامناسب گزارش شده بود تا اینکه در فروردین ماه امسال سرانجام با آزمایشات دیرهنگام روشن شد که این زندانی به سرطان تیروئید مبتلا شده است.

وضعیت جسمی قاسم آبسته وخیم گزارش شده است در حدی که در تکلم و تنفس کردن دچار مشکل شده است.

این زندانی پیشتر نیز در اردیبهشت ماه سال گذشته در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی دست به اعتصاب غذا زده بود و در سال ۹۳ و در رابطه با بیماری‌های کلیوی که در زندان به آن دچار شده بود نیز محرومیت از خدمات درمانی را تجربه کرده بود.

لازم به توضیح است، قاسم آبسته متأهل و دارای دو فرزند است؛ در بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد. او هشت ماه را در این بازداشت‌گاه در سلول انفرادی به سر برد و سپس به زندان اوین منتقل و مدت شش ماه نیز در این زندان در سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰ و ۲۰۹ اوین بود.

پس از ۱۴ ماه بلاتکلیفی در سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات ارومیه و تهران و تحمل فشارهای شدید جسمی و روحی نخست به بند ۳۵۰ زندان اوین و پس از ۲۰ روز در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

او با اتهاماتی از قبیل محاربه از طریق هواداری از گروه‌های سلفی روبرو شده است، اتهامی که خود این زندانی آن را رد می‌کند و بر بی‌اساس بودن آن تاکید دارد.

آقای آبسته در خردادماه سال ۹۵ توسط قاضی مقیسه به اعدام محکوم شد با این حال دستگاه قضایی از نقض حکم بدوی و ارجاع آن به شعبه هم‌عرض خبر داده است.

در حال حاضر آقای آبسته بیش از ۸ سال است که به صورت بلاتکلیف در زندان رجایی شهر زندانی است.

FacebookTwitterGoogle+اشتراک گذاری

گزارشی از آخرین وضعیت سامان نسیم؛ تشکیل پرونده جدید علیرغم پایان دوران محکومیت


خبرگزاری هرانا – سامان نسیم، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه که بهمن‌ماه سال گذشته حکم وی در دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی از اعدام به ۵ سال حبس تقلیل یافت، با توجه به مدت حضورش در زندان باید در همان زمان آزاد می‌شد، اما علیرغم پایان دوران محکومیت، با شکایت تعدادی از اعضای سپاه پاسداران و خانواده های آنان با پرونده‌ای دیگر روبه‌رو شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سامان نسیم، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه است که بهمن‌ماه سال گذشته حکم وی در دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی از اعدام به ۵ سال حبس تقلیل یافت. این زندانی با وجود پایان یافتن دوران محکومیت، از اواسط مرداد ماه سال جاری با پرونده جدیدی روبه‌رو شده است. اولیای دم یکی از اعضای سپاه پاسداران که در درگیری ۲۶ تیرماه سال ۹۰ کشته شده بود و ۳ عضو دیگر سپاه که در آن درگیری مجروح شده بودند برای سامان نسیم تقاضای قصاص کرده و این زندانی هم اکنون با پایان دوران محکومیت خود از بابت این پرونده جدید در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می‌برد.

عزیز مژدهی وکیل سامان نسیم در خصوص آخرین وضعیت حقوقی موکل خود به گزارشگر هرانا گفت: “بعد از آنکه حکم اعدام موکلم آقای سامان نسیم توسط شعبه ۱۲ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی نقض شد و از محاربه و اقدام مسلحانه تبرئه و صرفاً به اتهام عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام (پژاک) به تحمل پنج سال حبس تعزیری تقلیل یافت، ما در انتظار آزادی ایشان بودیم و این حکم در حالی که شاکی خصوصی نداشت توسط دادستان به عنوان مدعی‌العموم مورد اعتراض قرار گرفت و اجرای آن متوقف شد. نهایتا اعتراض دادستان در دیوان عالی کشور رد شد و همان حکم ۵ سال حبس به تائید دیوان عالی کشور رسید، متاسفانه در همین اثنا سامان نسیم مجددا به در دادگاه کیفری شماره ۱ مهاباد به اتهام قتل عمد و ایراد جرح عمدی تفهیم اتهام شد و در این دادگاه که مخصوص نوجوانان هست پرونده جدیدی برای موکل بنده باز شد.”
آقای مژدهی در ادامه افزود: “این شکایات در حالی صورت گرفته که بنده چند سال قبل از دادگاه انقلاب مهاباد درخواست کردم که اگر اولیای دم مقتول و کسانی که مجروح شده‌اند از موکل بنده شکایتی دارند اعلام کنند که همه به اتفاق و با صراحت به صورت مکتوب در دادگاه اعلام کردند که شکایتی ندارند ولی اکنون پس از گذشت بین از ۷ سال از آن واقعه مجددا طرح شکایت و تقاضای قصاص کرده‌اند.”

آقای مژدهی در ارتباط با دفاعیات خود از سامان نسیم گفت: “بنده پس از احضار به دادگاه و مطالعه پرونده ایراداتی را مکتوب کرده و به دادگاه ارائه دادم. اول اینکه بنده در همان زمان در دادگاه انقلاب مهاباد درخواست کردم که از قاضی پرونده موکلم در شهرستان سردشت استعلام کنند که مقتول با چه اسلحه‌ای به قتل رسیده که طبق پزارش پزشکی قانونی عضو کشته شده سپاه با اسلحه قناصه به قتل رسیده ولی موکل ینده زمان دستگیری اسلحه کلاشینکف به همراه داشته و مقتول با اسلحه موکل بنده کشته نشده است.

علاوه بر این سامان نسیم در زمان تشکیل پرونده اصلی در سن ۱۷ سالگی بوده و طبق تاییدیه کارشناسان به کمال رشد عقلی نرسیده و کودک بوده است و طی وحدت رویه‌ای که از سوی دیوان عالی کشور در خصوص ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی صادر شد مجازات سامان نسیم به مجازات تعزیری تبدیل شد. همین شرایط و ارکان در خصوص این پرونده جدید نیز هست. “

عزیز مژدهی در خصوص وضعیت کنونی سامان نسیم افزود: “با وجود اینکه دوران محکومیت سامان تمام شده و بیش از دو سال هم بیشتر از محکومیت ۵ ساله خود را در زندان سپری کرده متاسفانه با باز شدن پرونده جدید هم‌اکنون با قرار بازداشت موقت در زندان است؛ با این حال با امید به آزادی از وضعیت روحی خوبی برخوردار است و فقط منتظر است که این بلاتکلیفی به پایان برسد.”
بهمن ماه سال گذشته، هرانا طی گزارشی به احتمال آزادی قریب الوقوع سامان نسیم در پی صدور حکم دادگاه تجدیدنظر پرداخته بود.

لازم به یادآوری است سامان نسیم متولد ۲۶ آذر ۱۳۷۲ است. او در فروردین‌ ماه سال ۹۲ و در ۱۹ سالگی (حدود دو سال پس از بازداشت) از سوی دادگاه انقلاب مهاباد، به محاربه و فساد فی الارض از طریق اقدام مسلحانه و عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون کرد به اعدام محکوم شد که این حکم نهایتاً توسط دیوان عالی کشور در آذرماه سال ۹۲ تأیید شد.

اعتراض وکلای مدافع آقای نسیم نهایتا به برگزاری مجدد دادرسی در شعبه هم عرض در دادگاه تجدید نظر (شعبه ۱۲) منتهی شد. حکم صادره در این دادگاه تغییر حکم اعدام به تحمل ۵ سال حبس بود. این حکم با اعتراض دادستان راهی دیوان عالی کشور شده و اعتراض دادستان توسط دیوان عالی کشور رد و همان ۵ سال حبس تایید شد.
لازم به اشاره است، سامان نسیم هیچ‌گونه دسترسی به وکیل خود در طول تحقیقات اولیه نداشته و به وی اجازه داشتن وکیل داده نشد. او می‌گوید در طول مدت بازداشت شکنجه شده؛ که این شکنجه‌ها شامل کشیدن ناخن‌های دست و پا و برای چندین ساعت بصورت وارونه آویزان شدن بوده است.

FacebookTwitterGoogle+اشتراک گذاری